آن ایزد بر آفتاب تیره خیره گشت و در دلش ندا پیچید. دشمن روانه شده بود. بُرز بر بلندی البرز ایستاد و از میان دو چشم تا منقار چَمروش را نوازش کرد. پرنده از پشت شاخههای درهم پیچیدهی هوم، گام پیش نهاد و بزرگ و بزرگتر شد. زیر پای کوه، انیران پیش میآمدند. روزهای آسودگی به سر آمده بود.
چمروش بال برافراشته، همچو شیر میغرید و بیگانگان دیوسرشت را ارزنارزن از خاک ایرانزمین برمیچید.
• • •
چینامروش یا چمروش نام پرندهای از اساطیر اوستایی و به معنای مرغ دانا و بسیار بَرچیننده است که ظاهری با بدن شیر و سر و بال عقاب دارد. وظیفهاش پاسداری از ایران در برابر دشمنان و نگهبانان این سرزمین است. هرچندسال یکبار که غیرایرانیها از جان خود سیر شده و با بداندیشی به سوی این مرز روانه میشوند، چمروش با ایزد بُرز (ایزد آب) به بالاترین نقطهی کوه البرز میرود تا بتواند دشمنان را زیر نظر بگیرد و آنها را مانند بذر و دانه از روی زمین برچیند.
چمروش پس از سیمرغ، باارزشترین پرنده در اوستا و نویسههای پهلوی است. هردو پرنده در البرزکوه و زیر درخت هوم زندگی میکنند.
بر سر ستونهایی از کاخ پارسه، زیر آفتاب زل و بارانهای موسمی، تندیسهایی از چمروش پشت به پشت هم داده و از سرزمین پارس پاسداری میکنند.
در جوامع غیرپارسی به خاطر ظاهر، این پرندهی اسطورهای را با نام گریفین (شیردال) میشناسند.