You need to enable JavaScript to use this application.
مجموعاً 2 نوشته با موضوع "بالَـکی از کتاب" منتشر شده است.

شلوغی نبودن

4 ماه پیش در بالَـکی از کتاب

عجیب است که چطور حرف نزدن بهتر از حرف زدن است. سکوت حرف‌های بیشتری برای گفتن دارد، همانطور که نبودن یک فرد، می‌تواند بیشتر از بودنش چشمگیر باشد.

_ امیلی در نیومون

بازی

1 سال،3 ماه پیش در بالَـکی از کتاب

وقت‌هایی در رابطه‌ام با توبیاس بود که احساس می‌کردم دارم جِنگا بازی می‌کنم. چقدر می‌توانستم حرفم را ادامه دهم؟ اگر این را هم بگویم، آیا ممکن است همه چیز فرو بریزد؟ اگر به او بگویم واقعا چه حسی دارم، آیا دیگر تمام خواهد شد؟ کار وحشتناک و خسته‌کننده‌ای بود، چون هربار که تکه‌ای را در می‌آوردم و برج خراب نمی‌شد احساس می‌کردم برنده شده‌ام. اما فراموش کرده بودم که هدف بازی اصلا این است که برج بالاخره فرو بریزد. این داستان هربار تکرار می‌شد و تنها یک راه برای پایان بازی وجود داشت، فرو ریختن برج. با این اوصاف چرا وقتی می‌دانم که در نهایت چیزی جز ویرانه برج برایم نمی‌ماند باید به بازی ادامه دهم؟

_ ربکا‌ سرل

تمامی حقوق برای واژه‌های زیر قالی محفوظ است

|

پلتفرم انتشار محتوا نویسنده