تا به حال پیش اومده براتون که سال‌ها یک موضوع رو در ذهنتون داشته باشید؛ کاری که دلتون می‌خواد انجام بدین اما بعد از گذشت این همه مدت هنوز هیچ تصمیم قطعی برای انجام دادنش نگرفته باشین؟ خب، از آشنایی با شما خوش‌حالم. من یکی از همین دست افرادم!

موضوع مربوط می‌شه به پادکستی که مدت‌هاست می‌خوام شروع کنم. علی رغم تحقیقاتی که انجام دادم و سوزوندن دو سه تا مدل هوش مصنوعی در این راه، هنوز به این نتیجه نرسیدم که چی بگم. شاید چون چیز خاصی برای گفتن ندارم. اصولاً آدمی هستم که سعی می‌کنه گاهی خیلی لفظ قلم حرف بزنه و گاهی خیلی خودمونی. یه جورایی می‌شه گفت ثبات شخصیتی ندارم. البته که نباید از این موضوع چشم‌پوشی کرد - این‌که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد - اما در هر صورت این یکی از مشکلاتیه که باهاش دست و پنجه نرم می‌کنم. اسم پادکست رو مدت‌ها قبل انتخاب کردم. بعدا تبدیل شد به یکی از وبلاگ‌های من و در ادامه به بخشی از هویت من تبدیل شد؛ «دیار»!

ابزار پایه‌ای و مهارت ابتدایی تدوین صوت رو کمی بلد هستم در حدی که کارم رو راه بندازم. حتی دسترسی به استودیو و افرادی که زحمت تدوین رو روی دوششون بندازم هم مقدوره. اما... چه چیزی درون من اجازه نمی‌ده که شروع کنم؟ واقعا چی برای گفتن دارم؟ اصلا حتی اگر حرفی برای گفتن داشته باشم، چطور شروع کنم؟ با چه هدفی؟ هدف خیلی مهمه! صرفا چون دلم می‌خواد؟ یا چون می‌خوام یه نیازی رو مرتفع کنم؟ هنوز نمی‌دونم و انگار این ندونستن قراره کمی دیگه هم ادامه دار باشه!