عرض سلام و احترام

امروز، به این دلیل که این وبلاگ، وبلاگ شخصی من است و دوست دارم بیشتر بنویسم، متاسفانه، با ناراحتی تمام، اعلام می‌دارم که این وبلاگ را از پلتفرم وگزیست حذف کردم. دوست داشتم که نوشته‌هایی که احساس می‌کنم، خواندنی‌تر هستند، در پلتفرم زیبای وگزیست، حضور داشته باشند و ارزش پلتفرم را بیشتر کنند، و نوشته‌های شخصی‌تر، در جریان‌های اصلی نباشند که اسپم نشوند. از این رو ضمن عرض پوزش از دوستان خوبم، امیدوارم که شرایط رو درک بفرمایند. از این پس بیشتر در خدمت شما خواهم بود و آدرس شخصی خود را در پلتفرم وگزیست، با افتخار، نگه داشتم.

هر روز، ۴ صبح از خواب بیدار می‌شوم، چون وسواسی هستم و از دیر رسیدن، به شدت نفرت دارم. در گرما، در مترو، به شرکت می‌رسم و تا ساعت ۶ بعد از ظهر درگیرم. آفتاب آنقدر به مغزم می‌تابد، که مغزم آب‌پز می‌شود. در حدی که وقتی می‌آیم خانه، نمی‌فهمم کجایم، حتی اکنون نمی‌دانم چه کار می‌کنم! این پست را از ساعت ۹ شب است که دارم می‌نویسم! لباس‌هایم را در لباس‌شویی قرار دادم و بدون اینکه دکمه‌اش را بزنم، آمدم و نشستم پشت سیستم! بخش نظرات را می‌بینم و می‌گویم، عه! مگر من این‌ها را جواب ندادم؟؟ هر روز ۹۹۹۹ بار به وگزیست سر می‌زنم و ۹۹۹۹ بار به اینجا، و دائما بازنشانی می‌کنم، از باری که بر سرور می‌گذارم، صمیمانه پوزش می‌خواهم، درست مانند در یخچال! اصلا نمی‌دانم کجا هستم؟ چه کار می‌کنم؟ نه روی زمینم، نه روی هوا، همیشه هم خوابم می‌آید. یک روز می‌دانم که وقتی در مترو خوابیده‌ام، شخصی گوشی من را خواهد دزدید! فوبیای این را دارم! اما هنوز زنده‌ام! (نمی‌دانم چطور؟؟)

در گذشته تلاش می‌کردم تا خودم را برای دیگران ثابت کنم. اکنون، اینگونه نیستم :) نه اینکه آدم‌ها برایم مهم نیستند! چرا! هستند! بسیار هم هستند! اما دیگر خودم مهم نیستم! دیگر اثباتم و این چیزها، برایم مهم نیست. انگار که پلی بوده و گذر کردم و تمام شده است. تا به امروز هم زیاد تلاش کردم که خودم را ثابت کنم. نه اینکه بگویم، من نیازی به اثبات ندارم، یا خیلی خفن هستم! که اتفاقا برعکس، اثبات کنم که بعدش چه؟ و حالا آرامش بیشتری دارم! بگذار بگویند! هر چه دلشان خواست بگویند! اصلا هرچه می‌گویند، من صد برابر بدترم! حداقل دیگر بندی بر تن ندارم :) من تا جایی که می‌شد، تلاش خود را کردم .

از دوستی بسیار ناراحتم! نمی‌دانم چرا، آدم‌ها، در برابر همه، ساده هستند و به سادگی گول می‌خورند و هر نوع ظلمی را می‌پذیرند، اما به ما که می‌رسند، زرنگ و هفت خط می‌شوند! باخت نمی‌دهند! من هم زندگی خودم را دارم. با توجه به آن حرف‌هایی که زدی و دلی که از من شکستی، فکر نمی‌کنی انتظار داشتن به این شکل، غیر منطقی است؟ سوالم اینجاست، که چطور رویت می‌شود؟ من، آدم خودم هستم! برای خودم هستم. در ابتدا با لباس دوست، جلو آمدم، اما تو این لباس را لکه‌دار کردی و خودت را از دوست، به صرفا آشنا، تنزل درجه کردی. به قول آقای ماکیاولی که آدم‌هایی که در چیزهای کوچک، آدم‌های بدی هستند، در چیزهای بزرگ، یک رذل به تمام معنا خواهند بود! و من این را به چشم، دیدم. رفاقت این نیست که فکر کنی، رفیق‌ات،‌ نوکر توست! تا اینجا بود :)

دوست ندارم فردا باز ۴ صبح بیدار شم! فعلا این پست هالی را بخوانید و یاد بگیرید چطور وبلاگ‌نویس حرفه‌ای بشید، تا بعد :) من خودم فک کنم بلاگر پرو هستم، چون پست‌هام همیشه طولانیه ! 💪💪💪 گودرت 💪💪💪

دوستتون دارم،‌ ارادتمند