You need to enable JavaScript to use this application.
مجموعاً 3 نوشته با موضوع "بلاگ | روزانه" منتشر شده است.

خجالت می‌کشم

1 روز،4 ساعت پیش در بلاگ | روزانه

سلام.

دوستی از دوران سربازی دارم متاسفانه، که ناقابل چندین واحد داره و فقط درآمد خالصش از اجاره‌ها، عددی است که ۹ تا صفر جلوش هست. منهای دو کافی شاپی که داره و اون کارخونه‌هه که نمی‌دونم کارخونه پلاستیکه یا کارخونه چیه! امروز زنگ زده که فلانی تو تا خدمتت تموم شد، در رفتی اروپا و شیرینی پایان خدمتت رو ندادی! و این بار پنج‌ام بود که تلاش داشتم بپیچانمش!

می‌خواهم بگویم دوست خوب من، من خجالت می‌کشم! من خجالت می‌کشم که با تو بیرون بیایم! من خجالت می‌کشم که با پیراهن ژنده‌ و شلوار کتانی که دیگر رنگش رفته و که ۴ سال است می‌پوشم در برابر تو با آن پیراهن کیتون و ساعت پتک فیلیپ که حتی اسمش را نمی‌توانم درست تلفظ کنم و کت شلوار جورجیو آرمانی‌ات حضور پیدا کنم! من خجالت می‌کشم که تو با ماشین لندکروز چند میلیاردی دم دستی‌ات بیایی دنبال منی که حتی یک پراید ساده ندارم! من می‌ترسم که رستوران دم‌دستی ات بروم، همان کساب (یا شاید گرانتر) و خجالت می‌کشم، وقتی در هنگام دادن کارت، دستم بلرزد! وسع من حتی در حد فلافل جزیره هم نیست! خجالت می‌کشم از اینکه بگویم که پنجر شده‌ام و من نهایت خرجی که برای دعوت شام می‌توانم بکنم، در حد همان پیتزا و کباب کوبیده نرمال یک رستوران نرمال است! من خجالت می‌کشم که بگویم که پول چای قلیان تو، می‌شود یک دست لباس برای من! دوستی من و شماها نشود! نه من در سطح و اندازه شما هستم و نه شما! ما با کلی زحمت و تلاش، یک خانه‌ای در نزدیکی منطقه شما خریداری کردیم و شما فکر می‌کنید، ما هم مثل شماییم! خیر!‌ ما آدم‌های معمولی هستیم! با شغل‌های عادی معمولی! شغل خدماتی! نه بازاری هستیم و نه رانتی می‌گیریم! دوست مهندس تو که شغل خدماتی دارد و پسر یک وکیل است که شغل خدماتی دارد، در سطح و اندازه شماها نیستیم! ما در حد همین خرج‌های عادی روزانه هستیم! ما یک کساب بریم، یک ماه می‌رویم بیمارستان! چون برای کسب آن پول، پله‌های دادگاه‌ها و شرکت‌ها می‌دوییم! انگشتان من روی کیبرد می‌دود! برای همان چندرغازی که تو در حالی که پاهایت را بالا داده‌ای و قلیان ۵ میلیون تومانی می‌کشی، در حال استراحت در می‌آوری! بدون اینکه تلاشی کنی!

من با دوستان هم سطح و اندازه خودم راحت‌ترم و هیچ علاقه‌ای به هیچ شکلی، به دوستی با چون تویی ندارم! نمی‌خواهم دلت را بشکنم! من دوست ندارم که در دوستی‌ها، نقش آدم اضافی داشته باشم، من در خرج کردن، هر چقدر بدوام، به تو نمی‌رسم! این هم نمی‌دانم تاوان کدام گناهم بود که در بدترین برهه کشورم، به دنیا آمدم! که چون تویی، با هر بار زنگ زدن، اینطور من را به هم بریزی و می‌دانم که بیرون رفتن با تو، با آن تفکرات ۱۸۰ درجه‌ای و کثیفی‌ که داری، برای من چیزی جز زجر و عذاب نخواهد بود! ما نه مالی در سطح هم هستیم و نه فرهنگی! ما نون بازوهایمان را می‌خوریم! و افتخار می‌کنیم. من موقع خرید کردن، می‌بینم که آدم‌ها حتی از پس خریدن ۲ عدد سیب ساده هم بر نمی‌آیند! ذره‌ای گوشت می‌شود ۵ میلیون تومان! گوشت تنها ۴ وعده!!! درست است که ما سکوت کردیم، اما، به قول سروش رضایی، توی انیمیشن سیرک، که نوشت: بترسید از سکوتی که، از رضایت نیست!

به امید روزی که من! شما! و تک به تک هموطنانمون توی این کشور، پتک فیلیپ بپوشن! بهترین غذاها رو بخون! بهترین جاها رو برن! بهترین ماشین‌ها رو سوار بشن! و حداقل حداقل، زندگی کنن!! نه اینکه فقط زنده باشن .. تا بگذره..

امروز خیلی خرابم :) اما ارادتمندم

 

++ پینوشت: ۱۲ سال پیش با برادرم با این آدم بیرون رفتیم و ما را دعوت کرد و پس از پایان کار، وقتی برگشتیم خانه، برادرم گفت که این دوستت خیلی پولداره! گفتم چطور؟ گفت ساعتش پتک فیلیپ (پتت فیلیپ؟ حتی اسمش را هم نمی‌توانم تلفظ کنم) بود! به پول الان، ۲ میلیارد تومان پول فقط ساعتش بود!  پیراهنش به پول الان ۱۵۰ میلیون تومان!

++ من حتی نمی‌دونم این پتک فیلیپ ساعتش بود یا پیراهنش :))) فقط اسمش چون یه جوری بود تو ذهنم مونده!

4

عنکبوت

2 هفته پیش در بلاگ | روزانه

سلام عرض می‌کنم خیدمت میلت شریف ایران، اولا اون ....

۱-در تلاش برای پیدا کردن یک هاست بودیم و بسیار هم از دوستان کمک گرفتیم و انصافا خیلی هم کمک کردند، اما به علت شرایط بد مالی فعلی، اسباب کشی ما از بلاگیکس با موفقیت!!! شکست خورد! فعلا تصمیم گرفتم که در همین بلاگیکس بمانم تا ببینم چه می‌شود. خب دو وبلاگه میشم. نصف مطالبم را باید اینجا بنویسم و نصف دیگر را آنجا :) پس این اولین شکست ما ..

۲- دانگرید، دانگرید! دانگرید! حس می‌کردم که قالب قبلی که طراحی کردم، بیش از حد به روزه و از حد بلاگیکس خیلی بالاتره! پس گفتم یه قالب آشغالی از کارهای قدیمیم بردارم و پرتاب کنم اون ور! خلاصه قالبمون داونگرید شد! اما از دیروز انقدر باهاش ور رفتم، که باز به نظرم خوب شده و باز در سطح بلاگیکس نیست! چه کار کنم؟ به نظرم همین رو نگه دارم.

۳- آقا من فوبیای وحشتناک عنکبوت دارم! حاضرم ۱۰۰ سوسک را بغل کنم ولی عنکبوت از بغلم رد نشود! مهم نیست چه اندازه باشد! من تا ببینم حالم به شدت بد می‌شود! آقایان تیم بلاگیکس (حاضرم شرط ببندم که عمرا در تیمشان خانم داشته باشند!)، برداشتند برای بخش‌های خالی، یک پوشه طراحی کردن که یک عنکبوت سیاه پشمالوی خیلی بی‌ریخت از لای پوشه درمیاد و میره پشتش! و من هر سری یک رعشه می‌گیرم و حالم بد میشه و گل وجودم مور مور میشه و شروع به خاریدن می‌کنه! آخه این چه طراحی‌ای می‌باشد؟ خانم‌ها به نظرم خوش سلیقه‌تر هستند! حالا یه تار عنکبوت ساده می‌ذاشتی بد بود؟ اصلا همین موضوع باز من رو مجاب کرد که تسلیم نشم و هر جور شده پول جور کنم از این بلاگیکس برم! بله! به خاطر عنکبوت! من از عنکبوت به شدت می‌ترسم! لعنتی هم پاهایش به شدت وحشتناکه، هم چشماش! آخه خدایا مشکل و بیماریت چی بود که ۴ تا ۱۸ تا چشم به این ******* دادی؟؟؟ کلا من فوبیای چشم‌های زیاد هم دارم!

۴- به مخاطب خاص عزیزم، راوی عزیز! گفته بود که ماینکرفت خیلی دوست داره! این بازی لعنتی رو هم من نمی‌تونم بازی کنم! چون یه ماب (همون هیولا) داره، به اسم Spider که به شدت فاجعه است! صدای ۸ تا پاش می‌آد! وقتی کنارت راه می‌ره! و بعد صدا میده!!! صدای عنکبوت می‌ده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و مشکلش اینه که توی بازی، به شدت بزرگه! خیلی حال به هم زنه! چشمای قرمزی داره ! آخه آقای مارکوس پرسون Javla skit horunge (این یه کدیه بین من و بزرگوار، لطفا آن را به ترنسلیت ندهید!)، مرض و بیماریت چی بود که این ماب رو ساختی توی این بازی! هر چقدر از این بگم، کم گفتم! برای منی که فوبیای عنکبوت دارم، واقعا ظلمه! تازه این مهربون و خوبه شه! یه دونه داره به اسم Cave Spider که سبز رنگه و کوچیک‌تره! وااای! این عنکبوت نرمال از یک بلاک نمی‌تونه رد شه! ولی این عوضی Cave Spider از هر سوراخی می‌تونه بیاد تو چون کوچیک‌تر طراحی شده! سبز لجنی! واااااااااااای! من ! یه ماب هست توش به اسم Creeper و یا SilverFish که خب اینا رعشه به تن همه می‌ندازه! ناگهان می‌گن فسسسسس یا منفجر میشی یا باید فرار کنی و با شمشیر بزنی! ولی واقعا این عنکبوتا فاجعه هستن!

۵- بخدا منو کسی با عنکبوت بترسونه، قابلیت این رو دارم که با اسلحه تو سرش شلیک کنم!

حالم بد شد :) برای امروز کافیه ... من برم یه ماینکرفت روی یک DVD رایت کنم و بعد حمله کنم به سمتش و خردش کنم و بیام!

5

رک یا بی‌ادبی؟

2 هفته،1 روز پیش در بلاگ | روزانه

سلام.

۱ - برخی از آدم‌ها، تفاوتی میان رک بودن و بی‌شعور بودن و یا بی‌ادب بودن، قائل نیستند. می‌گوید که اصفهانی‌ها یک خوبی دارن، اونم رک بودنه! پاسخم ناراحتش کرد، و این رک بودن است! گفتم ما تبریزی‌ها هم از این رک بودن‌ها داریم، اما این نامش رک بودن نیست! گاهی می‌زند به سمت بی‌شعوری! (البته من برای استان آذربایجان شرقی هستم و خودم را تهرانی می‌دانم و تبریزی بودن را گردن نمی‌گیرم) رک بودن، یعنی شما، بدون اینکه خودت را سانسور کنی، صحبت کنی! اما اینکه به از خودت ضعیف‌تر توهین کنی و به بالا دستی خودت، بله قربان بگویی، این نامش همان بی‌شعوری است! نه رک بودن! بعد هم در هر شهری، بد و خوب وجود دارد! تبریزی بی‌شعور هم وجود دارد، تبریزی باشعور هم وجود دارد! ایضا اصفهانی بی‌شعور و باشعور! این چه داستانی است که یک خصلت را عمومیت می‌دهند به یک دسته بزرگی از افراد، من متوجه‌اش نیستم! شما خودتان، حتی شبیه خواهر و برادر خودتان نیستید! چطور می‌گویید که مثلا تبریزی‌ها، گدا هستند یا اصفهانی‌ها گرسنه هستند یا یزدی‌ها خسیس هستند یا کرمانی‌ها نمک نشناس هستند! یک طیف گسترده‌ای از ذهن‌ها و ژنتیک‌ها را چطور می‌توانید در یک دسته بگنجانید؟ آیا این خود خود بی‌سوادی و پیش‌داوری نیست؟

به او نقد کردم که این نامش رک گویی نیست! بی‌شعوری است! این که می‌گویی ایلامی‌ها آدم‌های مزخرف و به درد نخوری هستند، نشان دهنده رک بودن تو نیست! شاید من از حرف تو ناراحت نشوم، اما بطور مثال، اگر در مقابل یک تبریزی، یا یک ایلامی، یا یک مشهدی، چنین صحبتی داشته باشی، زیر گوشت را گرم می‌کند! و سپس طرف مقابلت در اولین صحبت خودش با ذهنش می‌گوید که اولا شما که همچین بیانیه‌ای صادر می‌کنی، شما؟؟؟ شما نسیم کدام جهت هستید؟ و ثانیا، شما چقدر بی‌شعور تشریف داری! و همین باعث به هم خوردن ارتباطات و حتی قطع شدن ارتباط می‌شود. فلذا، میان بیشعوری و رک گفتن، فرق بگذاریم! و این می‌شود که تو، همیشه تنها می‌مانی!

۲ - خانواده، ۱۰۰ درصد کارهایش از جنس محافظت کردن است! گاهی این محافظت کردن، بر خلاف توسعه است! به همین منظور همیشه، جمله تو نمی‌توانی را در ذهنت فرو می‌کند تا از تو محافظت کند. اگر بگوید که تو می‌توانی،‌ ممکن است که تو به اسکی بروی و پایت آسیب ببیند! پس آنقدر می‌ترساند و می‌گوید نمی‌توانی، که به باور نتوانستن می‌رسی تا از تو محافظت کند! اما مساله اینجاست که اگر تو، بدانی که چه چیزهایی را می‌توانی، از تعج، شاخ در خواهی آورد! پس تو می‌توانی! یا نق نزن! یا برو دنبال آن چیزی که هستی! تا زمانی که در خودت نمی‌بینی، پس نیستی! یا تلاش کن و به حرف کسی گوش نده و حداقل، زور خودت را بزن، یا وقتی معتقد هستی که مرکز جهانی و همه شرایط باید در خدمت تو باشد، نق نزن! و آن چیزی که در آن هستی، زندگی کن! به عنوان یک دوست و رفیق به تو می‌گویم، که اگر بدانی، چقدر توانایی داری، و خودت در حال عقب نگه داشتن خودت هستی، روانی خواهی شد! پسر خوب! کمی زندگی کن! کمی عوض شو!

۳ - از ساعت ۸ صبح، در حال دانلود یک توزیع سبک لینوکسی هستم که یک کیس قدیمی که ارزش فروش هم حتی، ندارد را تبدیل به یک سرور انتقال فایل در شبکه نمایم که آدم‌ها از آن استفاده کنند. به جای ارسال فایل از طریق بله، راحت در شبکه به این سیستم وصل شوند و برای هم فایل را ارسال کنند. تا بله هم یک دور فایل‌هاشون رو نخونه :))))) . از صبح، در حال دانلود هستم و هنوز تمام نشده! خدا به دادم برسد!

۴ - تا حدی که می‌توانید، از Free Software استفاده کنید. از سایت‌های زباله‌دانی و فاضلابی چون soft98 که مدیرانی به شدت بی‌خانواده، فحاش، بی‌ادب، وقیح و خائن دارند، چیزی دانلود نکنید. خود همین موسوی که چند تا از این سایت‌ها را در اختیار دارد که یکی از آنها همین سافت۹۸ است، ببینید که در توییتر، چطور به مردم، فحاشی می‌کند! بارها شده که بدترین ویروس‌هایم و مشکلات امنیتی‌ام را از دانلود کردن از این سایت‌ها، دریافت کردم! تا جایی که می‌توانید، از این سایت‌ها کمتر استفاده کنید

۵ - هنوز نتوانستم که یک سرویس خوب پیدا کنم که از شر بلاگیکس خلاص شم، فعلا با بلاگیکس ادامه می‌دهیم تا ببینیم چه می‌شود. بدبختی داریم. تا زمانی که یک هاست ساده خریداری کنم. واقعا موهایم سفید شد، بس که درگیر بودم! از پارس پک هم هیچ چیزی نخرید! به شدت سرویس بدی است! دزدن!

چاکس :) . هاتف

1

تمامی حقوق برای هاتف محفوظ است

|

پلتفرم انتشار محتوا نویسنده