سلام و درود بر شما دوستان گرامی.

۱. در وب‌سایت وگزیست، وبلاگ نویسنده به عنوان وبلاگ اصلی انتخاب شد (به علت نارضایتی بسیار شدید سیستم RSS موجود در بلاگیکس) و از این پس، تلاش خواهم کرد تا مطالبی را خدمت شما گرامیان بنویسم تا از مطالعه آن لذت ببرید. همچنین شبکه‌های اجتماعی را با خوشحالی اضافه کردم.

۲. آپدیت کوچکی بر روی HatefBlog.ir انجام شد. دکمه پرش به بالا، حذف شد، اگر قصد مطالعه داشته باشید، منوها می‌روند و قایم می‌شوند تا اذیت نشوید و هر زمان صدایشان کنید (اسکرول به سمت بالا)، مجددا باز می‌گردند. بخش‌ها از نو باز‌نویسی و بازطراحی شدند و دیگر گمان نمی‌کنم که بخواهم تغییری را در آن انجام دهم. در حال ساختن وب‌سایت هستم به جهت ایجاد صفحات که بزودی آن را نیز معرفی خواهم کرد.

۳. انسان‌ها محترمند! نه عقیده‌ها! احترام به عقاید، احمقانه‌ترین ایده بشری است. عقاید نباید از هیچ چیزی مصون باشند! عقاید می‌توانند، نقد شوند، محترم شمرده نشوند، و زیر مشت و لگد هم حتی بروند! اما انسان‌ها محترم هستند! بطور مثال، وبلاگ‌نویسی، شاید از نظر شخصی کار احمقانه و به درد نخوری باشد، اما وبلاگ‌نویس احمق نیست! اینجا وبلاگ‌نویس است که محترم است! اما هنگامی که به یک عقیده، نقد وارد می‌شود و پیروان آن عقیده، سفت و سخت دفاع می‌کنند، و حتی شده، برایش می‌جنگند، آن وقت صاحبان آن عقیده نیز، دیگر محترم نیستند! من یک دین جدید اختراع کردم که هر کسی را در خیابان دیدم، سیلی بزنم! خود شخص خداوند اصلا به من وحی کرده است! خب اگر شما نقد هم بکنید سفت و سخت ایستادم و حتی ممکن است با شما بجنگم! خب اینجا فقط عقیده من احمقانه نیست، بلکه خودم هم احمق تشریف دارم. پس یاد بگیریم که انسان‌ها تا قبل از تعصب، محترمند و عقیده‌ها اما خیر! تنها یک مورد استثنا، چپول‌ها هستند، چون آنها مدت‌ بسیاری است که از آن خط قرمز تعصب، گذر کردند و برای این عقیده احمقانه‌شان، حاضرند هر چیزی شان را به باد بدهند (که مبادا فاند قطع شود!). 

۴. در ایران که گروگان گرفته شده، ما بردگان یا باید پول بدهیم و یا باید شب بیدار بمانیم! با این قیمت‌های وحشتناک اینترنت، و مخصوصا این روزها که انگار هر گیگ که مصرف می‌کنیم، دو تا سه گیگ حساب می‌شود، اینترنت شبانه گرفتم تا لپ‌تاپی را تعمیرات کنم و کاملا سیستم‌عامل را عوض کنم. با این سرعت، از ساعت ۲ تا حالا طول کشیده! حالا هم یکی از اف‌دیسک‌هام رو قرار دادم تا روی اف‌دیسک ریخته شه و نیم‌ساعته که منتظرم. از شدت خواب، سرگیجه پیدا کردم! این برده، امروز تا صبح بیدار بود و با خود گفت که یک پست وبلاگ هم بنویسد. و کارهایی که در این مدت انجام شده را سیاهه کند به جهت ثبت در تاریخ. 

۵. راستی، بزودی سوپرایزهای جدید خواهیم داشت. در حال پاک کردن هارد، انسان‌های محیط اطرافم،  تغییرات اساسی هستم. پس از پایان، همانطور که در کانال خود نوشتم، با دوستان مدارا و دشمنان را جر ....

ارادتمند . هاتف