دیروز صبح، ساعت چهار و بیست دقیقه به این نتیجه رسیدم که دیگر بلایی نمانده که خودم سر خودم نیاورده باشم.
بله.. من، نویسنده این وبلاگ، که اسمم را در پایین همین نوشته میبینید همان زندانیِ زندان انفرادی یی هستم که به جان خودش افتاده. میگویند اگر میخواهید دخل کسی را بیاورید او را به جان خودش بیندازید، این همان جمله ایست که یحتمل در کتابهای روانشناسی خوانده اید. به عنوان کسی که این مسیر را نمیگویم تا ته خط اما تا نزدیکیهای ته خط رفته، باید بگویم که متاسفانه این جمله کاملا درست است.