توی خواب یک دختر بیدفاع بودم که از ترس چند سرباز تفنگ به دست توی یک کلبهی قدیمی مخروبه قایم شده بود.
توی خواب یک دختر بیدفاع بودم که از ترس چند سرباز تفنگ به دست توی یک کلبهی قدیمی مخروبه قایم شده بود.
من جز همینها که نوشتهام چیزی برای گفتن ندارم. اینها هم مال هر کسی است که بتواند بخواندشان.