دو جور حقیقت داریم: حقیقتی که پیشِ پا روشن می‌کند و حقیقتی که مایه‌ی دلگرمی‌ست؛ اولی همان علم، دومی همین هنر. هیچ‌یک نه مستقل ازآن یکی‌ست، نه اَهَمّ ازآن. بی هنر، علمْ یقین نقل اَنبُرکِ سَربُلندِ ماما می‌شد دستِ اوسْ اصغرِ لوله‌کش. بی علم هم هنر نقلِ کُلثوم ننه می‌شد عیناً، با تجویزِ ربّ‌ِ سوس و ماما جیمْ جیمْ عوضِ ماما. حقیقتِ هنر نمی‌گذارد علم خالی بیفتد از عاطفه‌ی بشری. حقیقتِ علم هم نمی‌گذارد که هنر مضحکه‌ی مثلاً بیژن و بهرام شود.

| ریموند چندلر / بیژن الهی |