و مردی سینه‌ی خود را شکافت تا بنگرد در آن دل هست یا نه، و بود و می‌تپید! و آن یک رگ باز کرد تا بداند در آن خون هست یا نه، و بود و سرخ بود.
| اژدهاک _ بهرام بیضایی |