امروز صبح که از خواب بیدار شدم هوا رنگ و بوی فروردین داشت. نمیدانم آن چه چیزی است که کیفیت روزها را تغییر میدهد؟ تقصیر بوهاست؟ یا رنگ و نور؟ یا تقصیر پرندههاست که پشت پنجرهی اتاق آواز میخوانند؟ یا تنها توهم آدمی است که یک روزی در اول دی ماه در حالی که از سرما لای پتو مچاله شده چشم باز میکند و خیال میکند اول فروردین است؟ هرچه که هست من امروز از خواب که بیدار شدم برای اولین بار بعد از ماهها گمان کردم زندگی زیباست و به جای «چرا من در زیر خاک بوده باشم، و تو مرده باشی؟»، لبخند زدم. چون وسط زمستان، در مثبت دو درجه، بوی بهار میآید.