این باشد تیتری برای شروع یک داستان غم انگیز دیگر. یک جملهی ناگفته میان یک مکالمهی غریبِ نیمه شبانه، بین دو نفر در آغوش هم، که یکی بیرحمانه به دیگری میگفت: عاشقم نشو لطفا.
تا به حال شده از خودتان بترسید؟ من این روزها خیلی میترسم از خودم.
این باشد تیتری برای شروع یک داستان غم انگیز دیگر. یک جملهی ناگفته میان یک مکالمهی غریبِ نیمه شبانه، بین دو نفر در آغوش هم، که یکی بیرحمانه به دیگری میگفت: عاشقم نشو لطفا.
تا به حال شده از خودتان بترسید؟ من این روزها خیلی میترسم از خودم.
من جز همینها که نوشتهام چیزی برای گفتن ندارم. اینها هم مال هر کسی است که بتواند بخواندشان.