من اگر بخواهم از این بعد زندگی‌ام برایتان بنویسم باید روزی حداقل دو تا پست بگذارم، اگر بخواهم در نقد وضعیت بهداشت و درمان مملکت حکومت فلان بنویسم باید تا صبح ذکر مثیبت کنم یا اگر بخواهم چند خطی در وصف وضعیت شبکه بهداشت شهرمان را بنویسم دو روز نشده در اینجا را تخته می‌کنند. سر تخته نکردن در اینجا نیست که از این چیزها نمی‌نویسم. یک دلیلش این است که آرامش را خراب می‌کند یک دلیلش این است که حوصله و اعصابش را ندارم یک دلیلش هم قضیه قیمه‌ها و ماست‌ها و از این دست مسائل است. اما یادم بیاورید در خلال یک پستی از روزهایی که پزشک ناظر مراکز واکسیناسیون کووید هستم بنویسم که خودش کتابی‌است پر آب چشم پر از تاریخ شفاهی مملکت که واقعا جا دارد مکتوب شود یک سری چیزها.

من خودم یک وقت‌هایی غمگین می‌شوم از اینکه شاید مردم نمی‌دانند واقعا چه خبر است

 

 

گفتم شاید به دلیل ضعفی که دارو در سیستم ایمنی بدنتان ایجاد می‌کند تاثیر واکسن صددرصد نباشد و کمتر از دیگران باشد اما باز هم زدنش خالی از لطف نیست و بسیار بهتر از نزدنش است

 

حالا هر چقدر هم که the one who must not be named بیاید در مضمت واکسن تولید کشور دشمن بیگانه سخن براند، شکر خدا مردم کشورم خوب می‌دانند چه خبر است.

بگذریم که من اگر دهانم به گزافه گویی باز شود سر سبز و زبان سرخ و فلان و بهمان. خوب شد نگفتم!