اصلا بگذارید مختصری شرح وضعیت بدهم. چهارشنبه آخرین روز اکسترنی من بود و تا اول اردیبهشت که اولین روز اینترنی است دیگر مجبور به بیمارستان رفتن نیستم. البته این وسط تقریبا اواسط اسفند ماه امتحان پره دارم که خب باید بنشینم مثل سگ درس بخوانم که خب ملالی نیست.
و اگر میپرسید این چند وقت کجا میروم (نگارنده مدام توهم این را دارد که اینجا را کسی میخواند مثلا) باید بگویم هیچ جا. همین جا توی خانهی خودم میمانم. اصلا میخواهم ببینم آدمیزاد (اگر بشود من را آدمیزاد نامید) چقدر میتواند تنهایی محض را تحمل کند. که یحتمل من میتوانم. و اینکه جایی بهتر از خانهی خودم برای درس خواندن سراغ ندارم. چرا اینقدر توضیح میدهم؟ نمیدانم!
باید بنشینم یک برنامه ریزی بکنم که خب بهتر که شدم بعدا. اصلا تا حالا کسی را دیده اید که اینقدر مراعات خودش را بکند؟ نه جدی؟!