شاهد یه گفتگو تو گروه خانوادگی بودم . سر حرف رو خاله کوچیکه باز کرد که تازه از سفر تشییع برگشته بود به دیار.
نوشت اینقدر ما تو مصلی نوشتیم kill tramp و سر دست گرفتیم و تو رسانه های اونها بازتاب پیدا کرد نتیجه شد سفرش به ترکیه .....یکی بیاد منو بکشه و شکلک زدن به سیم آخر هم تهش اضافه کرد
پسر خاله بزرگم که خودشو کاسب موفقی می دونه یه متن طولانی نوشت که ای بابا اینها سیصد سال تو همه چی از ما جلوترن و ما ته سیگار اینها هم نیستیم و شما خودشو ناراحت نکن و خوشحال باش آقا به آرزوش رسید و تهش به قلب صورتی که حمایل آمریکا بسته اضافه کرد
شوهر خاله وسطی که به نونوا و شیرینی پز ماهره یه گیف تمسخر آمیز بی نزاکتی فرستاد و نوشت برای سگکشی که سیصدسال تمدن لازم نیست، سی تا جوون خوش غیرت که دست از زندگی شسته باشن کافیه
علیرضا، پسر بیست و هفت هشت ساله داییم که از پارسال تیپ هیپی ها می گرده نوشت من که رفتم دست از زندگی شستم بیست و نه تا دیگه جورشد صدام کنین فقط یه چیزی اسم گروه مون رو ندارین سیمرغ من به پر مرغ آلرژی دارم
سهراب نوشت زکی فردای روزی که ترامپ بکشین یه قارچ خوشگل اتمی از وسط تهران میره هوا
آقای بابایی داماد خاله بزرگم نوشت فعککک نکنم ترامپ اینقدر ارزش داشته باشه که آمریکا خون خودشو اینهمه براش کثیف کنه. دعا هم به جونمون می کنند که از شر این دیوونه راحتشون کردیم
خاله کوچیکه نوشت
ترامپ دیوونه نیست. عصاره استکباره
ترکیه اومدن حالاش هم کاملا بیلخ دادن به بیست ملیون نفریه که خونخواهشن
و اتفاقا به قول آقای جوادی ریختن خونش شادی قلب امام زمانه
اینجا به بعد من انداختم روی دنده شوخی که چطور انجامش بدیم
تَنزیل 1 روز،1 ساعت پیش