شنیده بود که این‌بار باز دعوت نیست

کشید از ته دل آه و گفت: «قسمت نیست»

بیا به داد دل تنگ ما برس ای عشق!

اگر که حوصله داری، اگر که زحمت نیست

غمی‌‍‌ست در دل جامانده‌‌های کرب و بلا

که هرچه هست یقین دارم از حسادت نیست

میان ما که نرفتیم و رفته‌ها شاید

تفاوتی‌ست در آغاز و در نهایت نیست

همیشه آن که نرفته‌ست بی‌قرارتر است

همیشه آن که نرفته‌ست کم‌سعادت نیست

و آن کسی که در این راه اهل دل باشد

سر گلایه ندارد، پی شکایت نیست

خودش نرفت و دلش را پیاده راهی کرد

نباید این همه دل دل کند، که فرصت نیست

 

✍️ مریم کرباسی

 

پ.ن: انا عند منکسره قلوبهم 

خودت گفتی ...

شکسته تر از حالا نبوده ام