حکایت شگرفی است! هم‌زمان با تعرض آمریکا به کشورمان، باز جماعتی از اصلاح‌طلبان بیانیه نوشتند و یا زبان به مذمت ما گشودند که چرا جنگ؛ بیایید صلح کنیم!

گاه تصور می‌کنی از گذشته‌های دور به زمان حال پرتاب شده‌اند و از آنچه بر ما گذشته است، بی‌خبرند؛ ورنه چطور می‌شود تا این حد ندید و ندانست! 

ما جنگ نمی‌خواستیم؛ جنگ به ما تحمیل شد؛ دو بار و هر دو بار در میانه مذاکرات! و آمریکایی‌ها آشکار می‌گویند جز به تسلیم ما راضی نیستند. با چنین کسانی سر چه‌ و چگونه می‌توان مذاکره کرد؟! سرانجام چنین مسیری، جنگ‌های بیشتر و طولانی‌تر و یا تسلیم است، حتی اگر نخواهید؛ چرا متوجه نیستید؟!

ا‌سفناک‌تر آنکه برای توجیه تجویز خطرناک‌شان به ماجرای صلح امام حسن علیه السلام ارجاع‌مان می‌دهند. حقیقتا که امام مجتبی مظلوم بود و همچنان مظلوم است!

آخر ای بندگان خدا، تاریخ را درست بخوانیم و درست بفهمیم.

  1. امام حسن علیه‌السلام به قصد جنگ با معاویه از کوفه خارج شد، نه برای صلح! اما دنیازدگی و ضعف بعضی خواص و سایرین و مغلوب شدن‌شان در مواجهه با جنگ روانی معاویه، شیرازه کار را چنان از هم پاشاند که پذیرش صلح، گریزناپذیر شد.
  2. همان صلح، نهایتش چه شد؟ معاویه تمام بندهای آن‌را نقض کرد و در نهایت، امام حسن علیه السلام را به شهادت رساند.

صلحی که به آن ارجاع می‌دهید، خواسته ابتدایی امام حسن نبود، بخشی از خواص و مردم با سستی و تزلزل و بی‌وفایی‌شان، آن‌را به‌تعبیری به امام تحمیل کردند. مگر مردم و نیروهای مسلح ما (نعوذبالله) مثل مردم و لشکریان زمان امام حسن هستند که آن واقعه غم‌بارِ تاریخ، تکرار شود؟!

متوجه هستید که اگر مردمِ زمانِ امام حسن پای کار می‌ماندند، چه‌بسا واقعه کربلا پیش نمی‌آمد و امام سوم شیعیان به مذبح و اهل بیت پیامبر به اسارت نمی‌رفتند و مسیر تاریخ دگرگون می‌شد؟!

خدا رحمت کند شهید سلیمانی را که گفت:

اگر در خط مقدم شما دو صدا بلند شد؛ یکی فریاد زد: «این دشمن نیست، دوست است»؛ یکی گفت: «این دشمن است»، این همان می‌شود که در جنگ صفین اتفاق افتاد، طومار سپاه امیرالمومنین را به‌‌هم ریخت و تولد پیدا کرد از داخل آن خوارج. (ویدیو)

خدایا عاقبت همه ما را ختم به خیر فرما.